جستجو در وبلاگ:

۱۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۰۱

6

● لينک‌های روزانه بايگانی
● لينک‌های هميشگي
زمان بی کرانه، ايران جاودانه ... اکرنه
جنگل و خاکستر
رهگذر خسته
کاش سجده می کردی
قله صفر
فیروزه
...هیاهو…
آدم خونه به دوش
مادر سپید (مامان)
نوشته هایی برای دخترم (مامان)
آهو کوچولو (مامان)
ارغوان و مامان و باباش (مامان)
ميهن هاست
.: دلتنگ عشق :.
زن سی ساله (مامان)
نيک آهنگ کوثر
viva
سالهايي که بدون آزادي گذشت
داريوش کبير
ياس
kind-nurse
\\\ستاره بانوی آسمان///
کلمه به کلمه (مامان)

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۸ بازديد
ديروز: ۵ بازديد
اين ماه: ۳۱۹ بازديد
از ابتدا:
۲۳۵۱۰ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6

۲۳ بهمن ۱۳۸۵ .
من فکر شدم... . روزانه

انگار...

فکر کردن...

آنقدرها هم که فکر می کردم به درد نمی خورد...

من فکر شدم

فکر نکن... بنویس...(۹) ساعت ۱۴:۳۲ لينک
۱۲ بهمن ۱۳۸۵ .
ياد باد آنکه سر کوي توام منزل بود... . روزانه

در دلم بود که بی دوست نباشم هرگز

چه توان کرد که سعی من و دل باطل بود

بس بگشتم که بپرسم سبب درد فراق

مفتی عقل در این مسئله لا یعقل بود

 

 من تنهام

بر زبان بود مرا آنچه تورا در دل بود...(۵) ساعت ۲۳:۴۸ لينک
۰۹ بهمن ۱۳۸۵ .
ظهر شده... . روزانه

۱- حاجی اون گاو بزرگرو برای امروز گرفتیما.

۲- خوبه. راستی پسر اون ۱۷ تیغه رو امشب بیارین بیرون. دیشب مجوزشو دومادمون جور کرد.

(اوسین اوسین اوسین اوسین سین سین سین سین سن سن سن سن ... ایتس ایتس ایتس ایتس...)

۱- پسر اون خشگله رو نیگا کن. عجب تیکه ایه. چه شاسی داره.

۳- اوفففف. آره. عجب هیکلیه...

(اوسین اوسین اوسین اوسین سین سین سین سین سن سن سن سن ... ایتس ایتس ایتس ایتس...)

...

پ.ن: به یقیین زینب ظهر عاشورا کشته شد... هر بار کشته می شود...

حقوق بشر - انسانيت

تو هم بر تبل بي آري بکوب...(۴) ساعت ۱۳:۱۴ لينک
۰۳ بهمن ۱۳۸۵ .
آغاز... . روزانه

… و …. و به نام او که همیشه و همه جا... و همه کس اوست…

گرچه دیگر دستم قلمی نخواسته و دلم صحبتی… با کسی … و یا حتی…

گرچه دیگر حالم از نوشتن و نوشته ها به هم میخورد…

سالهاست که میان واژه ها غریبانه و دیوانه وار سینه خیز میروم تا شاید به جای واژه ها چیز دیگری پیدا کنم…

اما هنوز میان این همه دستنوشته… خیالی همخیال خود نیافتم…

 تو بگو از کجا شروع کنم… تا قصه ای تازه باشد میان اینهمه تکرار بی ثمر… تو میدانی؟… تو هم نمی دانی…

باز هم سالی دیگر… قصه هایی دیگر… دیگرانی که هیچ کدامشان نمی مانند… و واژه هایی که گرچه تکراریست، اما گاه گاهی شنیدنیست… گذشت…

گذشت تا بگوید… تکرار کن… گرچه دیگر ثمری ندارد… گرچه دیگر… تکرار تکرارها… بسیار تکراریست…

گذشت تا بگوید… رهگذر… برو…

آری… دیگر نه رهگذری هست و نه کوله ای…

چرا که شکست… و شکسته میماند… چه بماند… چه نماند…

اما می نویسم… نه برای دلم و نه برای دل دیگری…

و نه برای شکستن و غم آلوده کردن دل تو…

می نویسم... برای خیالی... که میان شیشه من و شیشه تو حکم می کند...

راستی چقدر فاصله هست... میان این شیشه و آن شیشه؟...

نوشته ای که با نا نوشته اش… یکیست… دیگر نوشته نیست...

باز هم می نویسم… و باز هم تو در دلت میگویی… آه… چه متن زیبایی… چه واژه های قشنگی… کاش قدری بزرگتر می نوشت… یا بهتر نبود اگر رنگ دیگری می نوشت؟… یا مثلآ کمتر می نوشت؟… یا... یا... یا...

بنویسم؟… برای تو؟... تویی که حتی احساسی برای دوباره خواندن اینهمه درهم و بر هم نداری؟…

برای خودم…؟… برای خودم که نوشتن ندارد… دارد؟...

رنگ سال گذشته را دارد… همه لحظه های امسالم…

سیصدو شصت و پنج حسرت را… می کشم همچنان به دنبالم…

تولدم مبارک…؟…

(هم تولد خودم، هم تولد وبلاگم،3 بهمن 1385)

(یه سال دیگه هم - مثلاً - بزرگ شدم... حالا چی شد؟... هیچی...)

پ.ن: گرچه یاران فارغند از یاد من... از من ایشان را هزاران یاد باد...

تنهایی را دوست دارم... هر آنچه مرا بیشتر می آزارد... بیشتر دوست دارم...(۱۶) ساعت ۰۰:۰۱ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
روزانه
علمي
شهري
فرهنگي
سياسي
ادبي
ماندانا

بايگانی
خرداد ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



تکه تکه ها
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶

من؟

می نویسم... بی ادعا و بی کنایه... از خودم، از تو و دیگرانم، و گه گاهی از سیاست، از هنر،علم،روزگارم و خاطره ها و... اما بی ادعا... چرا که همه اوست و من او را دوست دارم، چه در جهنم و چه در بهشت... اما نازنین... هر منی بسیار است... تو کدام را می خواهی؟…

لوگوي وبلاگ

 

دلکده

پیام
برای تماس با نويسنده:
Panahi.Mohsen@Gmail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright delkadeh.com 2007