|
|
|
|
|
|
|
|
● لينکهای روزانه |
|
|
|
|
|
● لينکهای هميشگي |
|
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
◊
|
|
● آمار بازديدکنندگان |
|
امروز:
۱۳ بازديد
ديروز: ۵ بازديد
اين ماه: ۳۲۴ بازديد
از ابتدا:
۲۳۵۱۵ بازديد |
|
Powered by |
|
|
|
|
|
|
|
|
۲۵ دی ۱۳۸۲
. |
|
|
اگه بخای... |
.
روزانه
|
|
|
اگه بخای
ميتونی دنيا رو توی محبتت غرق کنی
متين |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۳۱:۵۴
لينک |
|
|
|
۲۲ دی ۱۳۸۲
. |
|
|
دختر ایانی... |
.
روزانه
|
|
|
دختر ايرانی
وجود تو در هيکلت خلاصه نمی شه
متين |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۶
لينک |
|
|
|
۱۶ دی ۱۳۸۲
. |
|
|
ببخش... |
.
ادبي
|
|
|
نازنينم
مرا ببخش
مرا بخاطر لحظه هاي تند
لحظه هاي تلخ
و لحظه هاي دور از احساسِ تو
ببخش
بخاطر تمام لحظه هايي
كه شور زندگي را از تو گرفت
كه از درونت خالي ساخت
واز بيرونت چهره اي غم آلوده و سرد
كه از نگاهت ستارة خوشبختي را گرفت و به قعرِ آبيِ چشمانت برد
مرا به آن نگاه معصومانه ات
بخاطر تمام شبهايي كه از روي عيش بود
نه از روي عشق
ببخش
شايد تمامي اين لحظه ها بخاطر تو بود
براي تو
شايد نگاه خستة من به زمين بخاطر تو بود
اما
نازنينم
مرا بخاطر تمام نابخشودني ها
ببخش
16/10/1382
متين
|
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۰:۴۳
لينک |
|
|
|
۱۴ دی ۱۳۸۲
. |
|
|
آرام باش... |
.
ادبي
|
|
|
آرام باش ...
آرام باش مثل ياس كه مي بويد, مي كنندش و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل قلب كه عمري مي تپد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل نفس كه عمري مي آيدو ميرود و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل زمين, مثل خاك كه مي كوبندش و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل باد,مثل نسيم,مثل بهار,پاييز, مثل زمان كه مي گذرد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل آب,مثل رود كه روان است و يك لحظه فرصت ماندن ندارد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل كوير, مثل دريا كه بي كران است و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل هوا كه وجود دارد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل آسمان كه بغض دارد,مي گريد , ولي هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل خورشيد,ماه,ستاره كه عمري مي درخشد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل خدا,مثل خدا كه برتر است و مي بيند ومي بخشد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل...
مثل انسان كه عمري ياس است و قلب و نفس و زمين و زمان و آب و رود و دريا و كوير و خاك و باد و نسيم و بهار و پاييز و هوا و آسمان و خورشيدو ماه و ستاره , كه عمري مي بخشد و مي بيند, كه برتر است ولي هيچ نمي گويد.
آرام باش.
20/8/1382
متين
|
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۳۲:۲۱
لينک |
|
|
|
|
... |
.
ادبي
|
|
|
و تو اي پروانة خستة احساس من
بار ديگر به نمايش درآ
و بگو به باد كه ما براي ديدار او آمديم
و باد آمد
وقاصدك پرپر شد
و مسافر گذشت
وباز هم سكوت
و سكوت خنديد
به قصة باد
به غصة من
به ذهن پروانه
به سكوت رهگذر
و ابر گريست
بر عمق فاجعه
11/10/1382
متين
و صبح است و وقت نماز , وقت نياز
اما هنوز بت چشمان تو در پرستش نگاه من نشسته است
وچه آسان است كفر گفتن
وچه آسان است كفر بر عليه كفر گفتن
و كدام گناه است
نمي دانم
11/10/1382
متين
و بميرم , كوچك من
كه ديگر مادر دستهايت را نوازش نمي كند
وپدر بر چشمانت بوسه نمي زند
كوچك من, غصه نخور
كه ديگر خدا دستهاي كوچكت را نوازش مي دهد و بر چشمان پاكت بوسه مي زند.
11/10/1382
متين
|
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۳۱:۴۳
لينک |
|
|
|
۰۷ دی ۱۳۸۲
. |
|
|
می گن... |
.
روزانه
|
|
|
می گن هر جا که ظلم زياد می شه
يا سيل می ياد يا قحطی می شه يا زلزله يا ... |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۵۱
لينک |
|
|
|
|
میگه... |
.
ادبي
|
|
|
ميگه:
زن و اژدها هر دو در خاک به
جهان پاک از اين هر دو ناپاک به |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۹
لينک |
|
|
|
|
مي دوني...؟... |
.
روزانه
|
|
|
مي دوني
اين روزا, هركي, هرجا, هرجور كه دلش مي خواد, دربارة عشق ميگه.
آخه يكي نيست بگه ...
ولش كن
مي دوني
عشق يه جورايي هم خيلي بزرگه, هم خيلي كوچيك.
عشق انقدر بزرگه كه به اين راحتيا نمي شه دربارش گفت.
وانقدر كوچيكه كه مي شه با مسخره كردنش حد اقل يه كودك معصوم رو خندوند.
ولي بدون كه, مسخره كردنش به اين راحتيا نيست.
پس اينجا هم عشق خيلي بزرگه.
پس در هر دو حال عشق خيلي بزرگه.
X:پس تو هم انقدر راحت حرفشو نزن
...: آخه
X:هيسسسسس
...:........
12/9/1382
متين |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۷
لينک |
|
|
|
|
مداد و كاغذ و... |
.
ادبي
|
|
|
مداد و كاغذ و...
داشت با دو تا مداد hb كه به هم جفتشون كرده بود روي يه كاغذ كه پر از نقش و نگارهاي قشنگ و هاشيه هاي رنگي بود يه طرح براي كلمه عشق مي زد.هر بار كه طرح مي زد با پاك كن پاكش مي كرد ودوباره مدادهاش رو مي تراشيد و دوباره مي نوشت, يه بار كه داشت با پاك كن پاك مي كرد كاغذ پاره شد و...
عصباني شد و مدادها رو پرت كرد گوشه اتاق . خيلي خسته بود.
فنجون چايش رو برداشت و رفت كنار پنجره و شروع كرد به تماشاي بارون .
همينطور كه داشت بيرون رو نگاه مي كرد ناگهان دو تا چشم رو ديد كه زل زده به اون و داره نگاهش ميكنه .
صداي بارون كه به شيشه مي خورد ,
چشمها ,
منظرة زيبايي بود .
انقدر محو چشمها بود كه فنجون چايش از دستش ول شد و ريخت روي پاش . يه دفه توي يه چشم به هم زدن ديگه خبري از اون چشم ها نبود.
دويد و از اتاق رفت بيرون , از پله ها رفت پايين و ......
اما توي كوچه كسي نبود ,
نه چشمي , نه.........
بي اختيار به تَهِ كوچه دويد ,كوچه بمبست بود, اما اونجا هم خبري از اون دوتا چشم نبود.
اما اون دو تا چشم , تَهِ كوچه, كنار ديوار, يه مداد سياه شكستة نوك پريده و يه كاغذ سفيدكه كمي هم خيس شده بود, گذاشته بود. مداد و كاغذ رو برداشت. با وجودي كه كاغذ رو زير صورتش گرفته بود باز هم كاغذ داشت خيس مي شد, نشست كنار ديوار و بعد از يه كمي فكر كردن, شروع كرد به زدن طرحٍ...
5/9/1382
متين |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۶
لينک |
|
|
|
|
عشق... |
.
ادبي
|
|
|
عشق,
بزرگترين گناه
اما, مقدس
نگاهت را به نگاهم ببخش
نگاهم را به نگاهت مي بخشم
مي بخشم؟
مي بخشم
من نور را نمي بينم
تو مي بيني؟
من محبتي نمي بينم
تو مي بيني؟
من نمي بينم
تو مي بيني؟
مي بينم؟
ببينم؟
چرا؟
كجاست؟ |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۵
لينک |
|
|
|
|
کی گفته...؟... |
.
روزانه
|
|
|
ميگم,
كي گفته اگه قلب آدم از سنگ باشه آدم بده
اصلاً كي گفته قلب آدماي بد از سنگه يا از آهن
مي دوني, آدم كه از اول بد نيست , سيرتش پاكه
آدم وقتي به دنيا مياد توي قلبش فقط خوبيه و بس
پس اگه قلبش از سنگ بود كه, ديگه بدي توش راه پيدا نمي كرد
اما من نمي گم, كه قلب آدماي خوبم از سنگه
آخه اگه اينجوري بود كه, ديگه هيچ خوبي وجود نداشت
چون ديگه از قلب كسي خوبي به بيرون راه پيدا نمي كرد
پس
نه قلب من از سنگه,
نه قلب تواز سنگه,
و نه قلب هيچ كسِ ديگه.
24/8/1382
متين |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۳
لينک |
|
|
|
|
اي خدا, فقط يه قطره اشك… |
.
روزانه
|
|
|
اي خدا, فقط يه قطره اشك
كاش اينجا بودي تا سرمو ميزاشتم روي پاتو, تو دستتو مي كشيدي روي سرمو, اونوقت آروم آروم يه قطره اشك از كنار چشمم مي اومد و گونمو نوازش مي داد و مي افتاد روي زمين.
اونوقت شايد تمام غم وغصه هام با همون يه قطره اشك از وجودم خارج مي شد و بدون اينكه مزاحم كسي بشه راهشو مي گرفتو مي رفت.
اما نه, آخه اونوقت شايد تو ناراحت مي شدي و يكي به غم و غصه هاي خودت اضافه مي شد.
پس بزار تو تنهايي خودم بشينمو...
اما نه, آخه تو تنهايي خودم ديگه كسي,ديگه دستي,نوازشي نيست كه به بهونة اون يه قطره اشك بريزم.
اي خدا, تا كي بايد به بهونةپاك بودن, به بهونة خوب بودن, يا به بهونة پاكي كودك, دانايي پير,يا عظمت مرد يا صبوري زن يا به بهونة.....
اي خدا , آخه اين يه قطره اشك تا كي بايد پشت اين چشم پنهون بمونه.
18/9/1382
متين |
|
پیام های دیگران(۲) |
ساعت ۲۳:۴۳
لينک |
|
|
|
|
ما هستيم… |
.
ادبي
|
|
|
ما هستيم...
ما را ببين كه ديدني هستيم
ما را بشنو كه شنيدني هستيم
ما را ببو كه بوييدني هستيم
ما را بچش كه چشيدني هستيم
ما را بخوان كه خواندني هستيم
ما را بفهم كه فهميدني هستيم
ما را بدان كه دانستني هستيم
ما را ببخش كه بخشودني هستيم
ما هستيم, ولي رفتني هستيم
رفتني هستيم, ولي هستيم
ما هستيم...
ما هستيم...
...
20/8/1382
متين |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۲
لينک |
|
|
|
|
مرگ... |
.
ادبي
|
|
|
مرگ
اين تنها اميدِ افسرده
اين تنها شكستِ با پيروزي
اين تنها هميشه پيروزِ تاريخ
اين تنها خوابِ خوشِ با ترس
اين تنها زندانِ رهايي
اين تنها شراب, موسيقيِ مست كنندة عالم
اين تنها واقعيتِ زندگي
اين تنها نگاهِ معصومانة يك فرشته
تنها,
خواهشي است از طرفِ يك عاشق, يك معشوق,...
به تو,
براي ديدنِ دوست
براي ديدنِ يار
براي بازگشت به سوي خود
25/9/1382
متين |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۲
لينک |
|
|
|
|
دوست عزيز سلام… |
.
روزانه
|
|
|
دوست عزيز سلام
از اينكه نوشتة منو خوندي متشكرم
اما بايد بگم كه منظور من از اين اسم من نيست
بلكه منِ نوعيِ
اين اسم انسانِ امروز و فرداست
اسم چيزي كه
مي تونه مثل ياس باشه
مي تونه قلبش پاك باشه
مي تونه نفساش ارزش داشته باشه
مي تونه زمينش رو آباد كنه
مي تونه بهار باشه
مي تونه دلش كوير باشه, دريا باشه
مي تونه خورشيد باشه
كه مي تونه وجود داشته باشه
وحتي مي تونه...
اما
اون از يادها رفته
ديگه نمي تونه ياس باشه
ديگه كسي قلبش رو نمي خواد
ديگه كسي براي نفساش ارزش قائل نيست
زمينش رو ازش مي گيرن
ديگه زمستون شده
ديگه دلش قدر يه كوچة باريك يا يه تنگ ماهي جا نداره
ديگه نوري نداره
ديگه قدر كوچيكترين چيز تو دنيا ارزش نداره
اون ديگه براي كسي وجود نداره
25/9/1382
متين |
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۱
لينک |
|
|
|
|
آرام باش... |
.
ادبي
|
|
|
آرام باش ...
آرام باش مثل ياس كه مي بويد, مي كنندش و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل قلب كه عمري مي تپد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل نفس كه عمري مي آيدو ميرود و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل زمين, مثل خاك كه مي كوبندش و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل باد,مثل نسيم,مثل بهار,پاييز, مثل زمان كه مي گذرد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل آب,مثل رود كه روان است و يك لحظه فرصت ماندن ندارد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل كوير, مثل دريا كه بي كران است و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل هوا كه وجود دارد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل آسمان كه بغض دارد,مي گريد , ولي هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل خورشيد,ماه,ستاره كه عمري مي درخشد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل خدا,مثل خدا كه برتر است و مي بيند ومي بخشد و هيچ نمي گويد.
آرام باش مثل...
مثل انسان كه عمري ياس است و قلب و نفس و زمين و زمان و آب و رود و دريا و كوير و خاك و باد و نسيم و بهار و پاييز و هوا و آسمان و خورشيدو ماه و ستاره , كه عمري مي بخشد و مي بيند, كه برتر است ولي هيچ نمي گويد.
آرام باش.
20/8/1382
متين
|
|
پیام های دیگران(۰) |
ساعت ۲۳:۴۰
لينک |
|
|
|
<< صفحه بعدی |
صفحه قبلی >> |
|
|
|
© Copyright delkadeh.com 2007 |
| |