جستجو در وبلاگ:

۱۴ شهريور ۱۳۸۹ - ۰۹:۱۴

6

● لينک‌های روزانه بايگانی
● لينک‌های هميشگي
زمان بی کرانه، ايران جاودانه ... اکرنه
جنگل و خاکستر
رهگذر خسته
کاش سجده می کردی
قله صفر
فیروزه
...هیاهو…
آدم خونه به دوش
مادر سپید (مامان)
نوشته هایی برای دخترم (مامان)
آهو کوچولو (مامان)
ارغوان و مامان و باباش (مامان)
ميهن هاست
.: دلتنگ عشق :.
زن سی ساله (مامان)
نيک آهنگ کوثر
viva
سالهايي که بدون آزادي گذشت
داريوش کبير
ياس
kind-nurse
\\\ستاره بانوی آسمان///
کلمه به کلمه (مامان)

آمار بازديدکنندگان
امروز: ۲۵ بازديد
ديروز: ۵ بازديد
اين ماه: ۳۳۶ بازديد
از ابتدا:
۲۳۵۲۷ بازديد

Powered by

ASP-Rider 1.6

۲۹ اسفند ۱۳۸۲ .
پایان... . روزانه

و اين قافله عمر غجب می گذرد.

 خوب ديگه عمر وبلاگ ما هم همينقدر بود.

 کوتاه.

آخر سال و آخر وبلاگ ما.

(ولی شب دراز است و قلندر بيدار)

و ديگه از خودم چيزی نمينويسم وفقط ممکنه پاسخ(غريبه)و(يک انسان)رو بدم. با آرزوی موفقيت برای همتون.

 

و از نقطه سكوت به صداي پاي قلب رسيدم.

ومن به محبت انسان قبطه می خورم.......

و برايت از ياس گفتم واز آرامش.......

از مرگ گفتم، خواهشي از يك دوست.....

از بودن گفتم…………ما هستيم

ازيك قطره اشك................فقط يك قطره اشك...........ازصبر زن..........عظمت مرد........

از اينكه قلب هيچ آدمي از سنگ نيست.........

از ……………….از عشق برايت گفتم، اين گناهِ مقدس، از بخششِ نگاه، از حضورِنورو محبت

از قصه چشمها………………از قصه مداد، كاغذ،قصه اشك و باران………..

از بي حساب و كتابيِ عشق…………

از زن، اژدها………….

از وجودِ‌ظلم………..

از پروانه احساسم، از ديدارِ باد، از قاصدك، مسافر....و گريه ابر.......

از نماز، از كفر....

ازچشمها،  دستانِِ كوچكِ كودك.............

از بخششِ نازنين، از لحظه هاي عيش و عشق............

از وجودِ دخترِ ايراني.........

از بزرگيِ محبتِ تو و كوچكيِ دنيا..........

و من هنوز به محبت انسان قبطه می خورم.....

.

.

.

.

حرفها براي گفتن دارم

اما نه ديگر براي نوشتن

دوست دارم بنويسم

اما چه كنم كه تند بادِ بي تفاوتي اين درختِ‌ نيمه خشك را با خود به نقطه سكوت برد

و حال تو ديگر بايد ترانه مرا بسرايي

….

و من……………من از صداي پاي قلب به نقطه سكوت رسيدم.

 

متين(رهگذر)

28/12/1382  

                                والسلام...

پیام های دیگران(۰) ساعت ۰۳:۵۲ لينک
۲۵ اسفند ۱۳۸۲ .
... . روزانه

و هر آدم آلوده

           هر روز از روز بعد

                    و هر لحظه از لحظه بعد پاکتره

 

 

و يادمون باشه

      اگر با زندگی خودمون بازی ميکنيم

                             با زندگی ديگران بازی نکنيم

 

و آدما چقدر کم تو زندگيشون ميشنون

                    که کسی بهشون بگه دوستشون داره

متين

پیام های دیگران(۰) ساعت ۲۳:۲۱ لينک
۱۹ اسفند ۱۳۸۲ .
افروزجان تولدت مبارک... . روزانه

و من بي رنگ

و پدر سبز

و مادر آبي

و برادر بنفش

و برادر قرمز

و برادر زرد

و برادر نارنجي

و تو سفيد مرا كامل کردي

و خواهر نيلي

و سفيد من كامل شد

 

خواهر خوبم،

         افروز عزيز

                تولدت مبارك

( بهتره بگم

تولد 6 ماهگيت براي من مبارك)

متين

19/12/1382

پیام های دیگران(۰) ساعت ۲۷:۰۲ لينک
۱۴ اسفند ۱۳۸۲ .
قرار... . روزانه

روز قرار جمعه ۱۵ اسفند 

ساعت ۱۰صبح فرهنگسرای شفق

آدرس فرهنگسرا:يوسف آباد خيابان ۱۹ام(شهيد قنبری)

http://esfand82.persianblog.com

و ديدم که چقدر با بچه ها بازی کرديد و آدامسا و گلهاشون رو خريديد

اينم از باطن شماها

پیام های دیگران(۰) ساعت ۲۵:۳۴ لينک
و میلی نیست... . ادبي

وميلي نيست براي ماندن

و نيست بودن براي خود

و نيست، بودن...

و براي من نيست، بودن

و براي تو بودن من

و براي تو نيست، بودن

وبراي من بودن تو 

و من نيست بودن را براي بودن تو مي خواهم

و تو نيست بودن را براي نيست بودن من

...

10/12/1382

متين

 

و فكر كن خوبي رو خدا به تو داده

اونوقت سعي كن بهتر باشي

و انوقت فكر كن اين بهتر بودن رو خدا بهت داده

انوقت سعي كن بهتر از اون باشي

(اينجوري هيچوقت عالي نميشي

و اونوقت ببين ميتوني عالي باشي)

1382/12/10

متين

 

 

و فكر كن بهشت و جهنم وجود داره

چقدر ميتوني يه نفر رو دوست داشته باشي؟

حاظري به جاش بري جهنم؟

(تو تا حالا تونستي جونت رو براش بدي، آخرين چيز دنيايي)

 

10/12/1382

متين

پیام های دیگران(۰) ساعت ۰۵:۵۸ لينک
۰۷ اسفند ۱۳۸۲ .
برای غریبه... . روزانه

نويسنده: غريبه

سه شنبه، 5 اسفند 1382، ساعت 10:55

سلام ... ميدانی انتظار نهاليست که به بی آبی محتاج است و به تاريکی معتاد ... از نديدن بارور می شود و از نبودن معنی .... با کلمه ها بازی تازه ای بياغاز .... اينجا سرای سرشکستگی نيست .... می خواهم فانوس بگيرم تا شايد ردی پيدا کنی ... ميدانی ردپايم جايجای اين غزلکده ها باقيست ... شايد يک پيامبر باشم .... شايد يک راهنما .... برای نوشتن بايد از يک نقطه شروع کرد ولی در آن نقطه ماندن جايز نيست .... بايد بياموزی که بالاتر بايستی و از بالاتر نگاه کنی .... از آدمها فاصله بگير و نگاهشان کن ... می بينی که چه چيزهايی در کنارشان بوده و تو در نزديکی آنها نمی ديديشان ... فاصله بگير .... از فاصله بنويس ... بهترين چيزی که می توانی از فاصله بنويس .... فاصله ... باز می آيم باز ..... .

 

و تو ای غريبه

می شناسمت و نمی شناسمت

آشنايی دور

 

چگونه ميشود در کاغذی سياه نقطه ای پيدا کنی

از ديگران دور شوم

شايد ديگر مهلت روی گرداندن نباشد

و اما فاصله...

پیام های دیگران(۰) ساعت ۰۵:۲۴ لينک
۰۳ اسفند ۱۳۸۲ .
برای لادن... . روزانه

و مثل هميشه, سلام لادن.

 نمي دونم چي بگم

ديگه نمياي پيشم

افروز ميگه, شايد تو ديگه بزرگ شدي و ميتوني خودت مشكلاتتو حل كني

نمي دونم شايد راست بگه

شايدم نه

شايد اصالتمو از دست دادم

شايد از اون پاكي بچگيم دارم ميام بيرون

شايد دارم ناخواسته به همچي پشت ميكنم

به همة اون چيزايي كه تو رو پيش من نگه ميداشت

يا شايدم منو پيش تو

آخه مدتي نيست اومدي پيشم

نكنه يكي ديگه پيدا شده كه از من بيشتر به تو احتياج داره

ولي آخه توكه يسره پيشش نيستي

كاشكي مي اومدي مي گفتي كه چيكار كنم كه بيآي پيشم

ميبيني هميشه يه مشكلي وجود داره كه حل نميشه

باشه, هرچي باشه تو بهتر ميدوني

منتظرتم

30/10/1382

متينِ تو

پیام های دیگران(۰) ساعت ۲۲:۲۶ لينک
<< صفحه بعدی صفحه قبلی >>
● موضوعات
روزانه
علمي
شهري
فرهنگي
سياسي
ادبي
ماندانا

بايگانی
خرداد ۱۳۸۶
اسفند ۱۳۸۵
بهمن ۱۳۸۵
دی ۱۳۸۵
مرداد ۱۳۸۵
آبان ۱۳۸۴
مرداد ۱۳۸۴
فروردين ۱۳۸۴
اسفند ۱۳۸۳
بهمن ۱۳۸۳
دی ۱۳۸۳
آذر ۱۳۸۳
آبان ۱۳۸۳
اسفند ۱۳۸۲
بهمن ۱۳۸۲
دی ۱۳۸۲

برو به تاريخ:



تکه تکه ها
۱

من؟

می نویسم... بی ادعا و بی کنایه... از خودم، از تو و دیگرانم، و گه گاهی از سیاست، از هنر،علم،روزگارم و خاطره ها و... اما بی ادعا... چرا که همه اوست و من او را دوست دارم، چه در جهنم و چه در بهشت... اما نازنین... هر منی بسیار است... تو کدام را می خواهی؟…

لوگوي وبلاگ

 

دلکده

پیام
برای تماس با نويسنده:
Panahi.Mohsen@Gmail.com

نام:

ايميل
وب‌سايت:
موضوع:
متن نامه:
© Copyright delkadeh.com 2007