اودنگ روزگار... ( دلکده )

۱۹ خرداد ۱۳۸۶


(ماندانا)

شکسپير : اگر تمام شب برا ي از دست دادن خورشيد گريه کني

                لذت ديدن ستاره ها را هم از دست خواهي داد.


[http://weblog.asp-rider.com/?id=1910992583] [۲۳:۱۷] [نظر شما چیه؟(۷)]


۰۶ اسفند ۱۳۸۵


او(ماندانا)

آرزوهای دلش بی شک به دنیا می رسید

آه...افسوس، هیچ یک ازآنها بر آورده نشد

درون دل پاکش بماند و کم کمک پژمرده شد

آسمان وقتی سیاه و روز روشن تیره شد

لحظه لحظه رهسپار ، دوری از این خانه شد

چشم او دیگر ندید نور چراغ خانه را

گوش او نشنید، دیگر گریه های ما را

سردی دستان او از رفتنش فریاد زد

گرمی جان و تنش بر قلب پاکش داد زد

او دگر دلگرمی از ما ، طلب هرگز نکرد

او به راهی رفته بود ، کز آن گریزی هم نبود

بوده اقوامش به دورش لیک او دیگر نبود

آری او دیگر نبود

 

 خداوندا تو می دانی

نبودنها،ندیدنها

چه سخت است و چه درد آور

تو می دانی غم رفتن ، غم همپا شدن با مرگ

برای مانده ها رنج است

چه سخت است مرگ نزدیکان

چه تلخ است"ماندن تنها"

 

 

ماندانا


[http://weblog.asp-rider.com/?id=1172410744] [۱۷:۰۷] [نظر بده(۱۳)]


۰۲ اسفند ۱۳۸۵


(ماندانا)
ماندانا

[http://weblog.asp-rider.com/?id=-263319048] [۲۳:۱۵] []



آغاز(ماندانا)

آغاز

همیشه زیباست

هر چند که زمانی دراز است که چشمانم ازنظاره زیبایی ها محروم است

اما همیشه در راستای زمان گام برمی دارم

مسکوت نمی مانم

که آغاز پوچی هاست و این مرا می آزارد

و این گام بلند یک آغاز دیگر است

تا او هست و ...

می مانم و ...

 

نويسنده: ماندانا

 


[http://weblog.asp-rider.com/?id=1172087098] [۲۳:۱۴] [آغاز کن(۲)]


۲۳ بهمن ۱۳۸۵


من فکر شدم...(روزانه)

انگار...

فکر کردن...

آنقدرها هم که فکر می کردم به درد نمی خورد...

من فکر شدم


[http://weblog.asp-rider.com/?id=1171278381] [۱۴:۳۲] [فکر نکن... بنویس...(۹)]


© 2002, Nav!d. All rights reserved.

برداشت مطلب و عکس با ذکر ماخذ آزاد است.